پنج شنبه, 23 ارديبهشت 1400 20:02

دوشنبه, 23 فروردين 1400 ساعت 12:21

واکاوي زبانشناختي واژه کرمانج

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دکتر حسن ستايش

واژه کرمانج به قومي از کردها گفته مي شود که بيش از 70 درصد جمعيت آنها را تشکيل مي دهد و در ايران و بيش از 30 کشور ديگر به صورت پراکنده زندگي مي کنند .در بعضي از مناطق اين واژه را با کسرة کاف ( کِرمانج )يا مانند فارسي با کاف دميده و حرکت ضمه ( کُرمانج) تلفظ مي کنند اما در بعضي مناطق ديگر مانند شمال خراسان لفظ کُرمانج شبيه لهجه هاي هندي و پاکستاني ( با کاف نادميده و مشدّد ) ادا مي شود.

در فرهنگهاي فارسي حتي لغتنامه دهخدا اساساً از واژه کرمانج به عنوان يک مدخل ذکري به ميان نيامده است؛ بجز فرهنگ معين که در آن فقط به لهجه کرمانجي به عنوان مهمترين لهجه اشاره شده است و بس, نه کلمه کرمانج. در فرهنگهاي کردي نيز توجه چنداني به اين واژه نشده است . مثلاً فرهنگ کردي - فارسي بورکه اي مدخلي تحت عنوان کرمانج ندارد ولي کِرماج ( با کسره کاف ) را به معناي کُرد؛ نام يکي از طوايف بزرگ کرد دانسته است ؛ و چنين است در فرهنگ هاي کردي ژينو و ابراهيم پور.

کلمه کرماج در کتاب بدايع اللغه که يکي از فرهنگ هاي قديمي کردي به شمار مي آيد نيز ذکر شده است . در اين کتاب که به خواهش عموي ناصرالدين شاه قاجار توسط علي اکبروقايع نگار ملقب به صادق الملک از شعرا و ادباي آن روزگار تاليف شده آمده است : « بدان که کرماج فرقه اي هستند شجيع و دلير و در ميان طوايف اکراد شهيرند» . اما تنها منبعي که کلمه «کرمانج» را به عنوان مدخل آورده است فرهنگ کردي فارسي هه ژار است که آن هم اصل اين واژه را کِرماج مي داند و سه معنا براي آن برشمرده است : 1- کُرد 2- دهاتي 3- قسمت اعظم کُرد ؛ و واژه کرمانجي را گويش کِرماج معني کرده است. همچنين, فرهنگ و ادبيات کردي هم اين موضوع را تأييد مي کند . مثلاً رشيد ياسمي محقق برجسته زبان کردي در کتاب کُرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او مي گويد: زبان کردان را به چهار دسته تقسيم کرده اند : گوران , کرماج , لر و کلهر .

البته هنوز هم در برخي مناطق مانند سنندج اين واژه را به صورت کِرماج ( با کسره کاف بدون «ن ») تلفظ مي کنند. به همين دليل , بعضي از زبانشناسان واژه کِرماج را به عنوان واژه اصيل کردي منشاء واژه کرمانشاه مي دانند و معتقدند کرمانشاه به معناي مکان کرمانجهاست . چنانکه در فرهنگ کردي هه ژار آمده است: «کرمانشاه تحول يافته کرماجان است و کرمانشا (با حذف ه ) مخفف کرمانج شار يا شهر کرمانج است .» و اعتقاد بر اين است « کِرماج » تلفظ صحيح و قديمي و بومي است و کرمانشاه تلفظ دولت مردان قرنهاي اخير و مردم غيرمحلي بوده است. نام کرماجان که اکنون يکي از روستاهاي شهرستان کنگاور است به معناي شهر رعايا بوده است.

از نظر ساختواژه کلمه کرمانج ساختار مشخصي در زبان کردي ندارد و پايه هاي متقني براي اشتقاق آن نمي توان تصور کرد. در ميان اظهارات کرمانجهاي خراسان, اعتقاد سياوش مهرو بر اين است که واژه کرمانج مرکب از دو تکواژ «کُر» و« مانج» است . وي در کتاب شعر کرمانجي در موسيقي مقامي کرمانجي خراسان مي گويد که «کُر» به معناي پسر و مانج به معناي تربيت است و اين واژه را بر روي هم به معناي مکتب مي داند. معلوم نيست ايشان تکواژ « مانج» را از کجا اينگونه معني کرده است و چگونه از ترکيب دو تکواژ ياد شده معناي مکتب را نتيجه گرفته است. منصوري نيز در کتاب به رووسک يا صور خيال در شعر و موسيقي کرمانجي اين واژه را مرکب از تکواژهاي «کرد» و « مانش» مي داند که بعدها مانش تبديل به مانج شده است؛ و معتقد است کردهاي ايران مهاجرين آلماني الاصل هستند که در سواحل درياي مانش زندگي مي کردند و از آنجا به ايران کوچ کرده اند . اين ادعا با واقعيت هاي تاريخي سازگاري ندارد و واقعيت هاي جغرافيايي نيز آن را تأييد نمي کند. چون درياي مانش بين بريتانيا و فرانسه است و ربطي به آلمان و مردم آن ندارد.

در ميان محققيق کردزبان غرب کشور , فاروق صفي زاده در پژوهشي درباره ترانه هاي کردي مي‌گويد کرمانج از دو کلمه تشکيل شده است که« ج» پسوندي است که بايد آن را جدا کرد. بقيه کلمه از دو جزء «کُر» و« مان» ترکيب يافته است. از نظر او جزء «کُر» کوتاه شده کُرد ( kurd ) و «مان» ( man ) نيز همان مانايي ( mamnai ) است که يکي از قبايل ماد بوده‌اند و در سده نهم قبل از ميلاد در زاگرس فرمانروايي مي‌کردند و در هنگام تشکيل دولت ماد به مادها پيوسته‌اند. صرف نظر از صحت اين توضيح تاريخي , چنانکه ملاحظه مي شود واج « ج» در تحليل ساخت واژه منظور نشده است.

جواد مفرد کهلان نيز در کتاب تاريخ اساطيري تطبيقي ايران باستان واژه «کرمانج » را مرکب از دو جزء «کُر» و «مانج» مي داند و معتقد است در زبان کُردي «کُر» به معني سنگ و صخره است و کرمانج به مردم داراي خانه سنگي اطلاق مي شود. چه کرمانجهاي کُرد در عهد باستان تحت نام «ساگارتيان» يعني سنگ کنان معروف بوده اند. در اينجا هم چنانکه مي بينيد جزء « مانج» بي هويت مانده است.

اما بررسيهاي زبانشناختي نظر هه ژار را تأييد مي کند. او معتقد است «کِرماج » شکل صحيح کلمه کرمانج است که طي فرايند افزايش همخوان خيشومي « ن » / n/ و خيشومي شدگي واکه/ â / تبديل به کرمانج شده است.

اين فرايند واجي در واژه هاي قرضي کردي به عينه ديده مي شود ؛ مثلاً کلمه « آماج » به معناي هدف که به تصريح فرهنگ نظام و فرهنگ نفيسي يک لفظ فارسي است در زبان کردي طي فرايند خيشومي شدگي به «آمانج» تبديل شده است که نام پسر در زبان کردي است و در فرهنگ هه ژار و ابراهيم پور آمده است. همچنين کلمات ترکي ديلماج( مترجم) و تيماج ( چرم دباغي شده ) طي اين فرايند آوايي تبديل به « ديلمانج » و « تيمانج » در زبان کردي شده است که در فرهنگ کردي ئه ناهيتا بدان اشاره شده است.

در زبان فارسي نيز فرايند آوايي افزايش همخوان خيشومي « ن » / n/ و خيشومي شدگي واکه وجود دارد ولي به نحو ديگري عمل مي کند . مثلاً واژه « آکَج » به استناد مجموعه الفرس طي فرايند خيشومي شدگي تبديل به آکنج ( به معناي چنگه و قلاب ) شده است؛ و چنين است کلمه « آرَج » که به تصريح فرهنگ سرمه سليماني طي اين فرايند تبديل به آرنج ( بندگاه ساعد و بازو ) گرديده است .

با اين توصيف ها اگر نظر هه ژار را در اتيمولوژي واژه کرمانج بپذيريم که صحيحتر به نظر مي آيد , با توجه به آخرين نظرات زبانشناسان تاريخي مي توان گفت صورت اصلي اين واژه که کرماج مي باشد که متشکل از دو بخش «کرم» و« شان» به معني کرم چيني يا همان کرم ابريشم است . جزء « شان » احتمالاً تلفظ بومي و منطقه‌اي نام چين بوده است و «کِرم » واژه اي با ريشه هندواروپايي است که در سانسکريت به صورت kârma و krimiبه معني کرم وکرم ابريشم ظهور داشته است. بر اين اساس ريشه کرمانج به صنعت بسيار مهم پرورش کرم ابريشم ارتباط دارد و وجه تسميه آن به اين دليل است که زماني کرماجان يا کرماشا که عمدتاً در امتداد جاده باستاني ابريشم قرار داشته , منطقه اي غني از توتستان بوده است.

بازدید 29 بار
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.




عناوین روزنامه‌های امروز

یادداشت؛ مقاله و گزارش

گزارش تصویری







بامی1

بامی2



  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه
  • تصاویری از رژه موتوری و حضور مردم در 22 بهمن ماه